بدون عنوان
غزاله شهریور چند روزی مهمونت بود اون روزم حوصلش سر رفته بود اوردمتون پارک حسابی خوش گذروندی به زور اورذیمت بیرون تا 2 قدم میرفتیم فرار میکردی میرفتی رو سرسره مامان قربونت بره که عاشق پارکی ...
نویسنده :
سیده زهرا علی نژاد
23:34







